تودور نورثفلگ M9140G1A0U نسل دوم ساعت North Flag است که بهجای نمایشگر ذخیرهی انرژی، عقربهی GMT گرفته و با قاب استیل ۴۰ میلیمتری، ضخامت ۱۲٫۷ میلیمتر، موتور MT5652-U با گواهی Master Chronometer و قیمت رسمی ۵٬۵۲۵ دلار عرضه شده است. اگر یک ساعت سفر مدرن، دقیق و متفاوت از دنیای تودور میخواهید، نورثفلگ یکی از جدیترین گزینههای ۲۰۲۶ است.
بعضی ساعتها با اولین نگاه دل میبرند. بعضی دیگر آرامآرام. نورثفلگ از دستهی دوم است.
سال ۲۰۱۵ تودور ساعتی ساخت که خیلیها آن را نفهمیدند. اسمش North Flag بود. اولین ساعت تودور با موتور اختصاصی خود برند بود. اما بازار با آن ارتباط نگرفت. حالا، یازده سال بعد، همان ایده برگشته است. با اسم تازه، با یک عقربهی زرد GMT و با شخصیتی که این بار راحتتر فهمیده میشود.
در این مقاله همهچیز را باز میکنیم. از تاریخچه و مشخصات فنی تا نحوهی خواندن و تنظیم GMT. از مقایسه با بلکبی GMT و رولکس تا بحث واقعبینانه دربارهی ارزش سرمایهای. برداشتهای دستاول از تجربهی لمس ساعت را از بررسی آریل آدامز در وبسایت aBlogtoWatch گرفتهایم و با منابع معتبر دیگر تکمیل کردهایم.
تودور نورثفلگ با رفرنس M9140G1A0U (کد کامل M9140G1A0U-0001) یک ساعت اسپرت و ابزاری با عملکرد GMT است. یعنی علاوه بر ساعت محلی، زمان یک منطقهی دیگر را هم نشان میدهد. قاب و دستبند آن استیل است و طراحیاش با هیچ مدل دیگری در کاتالوگ تودور شباهت ندارد.
این ساعت در سال ۲۰۲۶ معرفی شد. اما نه در نمایشگاه Watches & Wonders که معمولاً تودور و رولکس محصولات تازهشان را آنجا رونمایی میکنند. رونمایی در اواخر تابستان و در جریان رویداد Geneva Watch Days انجام شد. همین زمانبندی خودش بحثبرانگیز شد.
اسم ساعت هم کمی تغییر کرده است. نسخهی قدیمی «North Flag» نوشته میشد. نسخهی جدید یککلمه است: «Northflag».
آریل آدامز، بنیانگذار aBlogtoWatch، با این کار تودور موافق نیست. نظرش ساده است. او معتقد است هر برند باید سالی یک بار محصولات جدیدش را معرفی کند و به همان پایبند بماند.
استدلالش هم برای ما خریدارها جالب است. به گفتهی او، وقتی برندها مدام مدل تازه بیرون میدهند، خریدار فلج میشود. همیشه فکر میکند چیز بهتری در راه است. پس خریدش را عقب میاندازد. به باور آدامز، مردم وقتی محکمترین تصمیم خرید را میگیرند که حس نکنند مدل بهتری پشت در است.
با این حال، همین منتقد دربارهی خود ساعت حرفهای خوب زیادی دارد. پس بیایید سراغ خود ساعت برویم.
برای فهم نورثفلگ، باید تودور را بشناسید. نام «The Tudor» در سال ۱۹۲۶ به نام هانس ویلسدورف، بنیانگذار رولکس، ثبت شد. ویلسدورف در سال ۱۹۴۶ شرکت Montres Tudor SA را رسماً راه انداخت.
ایدهاش روشن بود. ساعتی بسازد که کیفیت و فلسفهی رولکس را داشته باشد، اما با قیمتی در دسترستر. تودورهای قدیمی حتی از قاب Oyster و برخی اجزای رولکس استفاده میکردند. برای همین در ایران و دنیا به آن «برادر کوچک رولکس» میگویند. اگر به این خانواده علاقه دارید، دیدن ساعت رولکس هم کمک میکند تفاوت دو برند را بهتر حس کنید.
تودور در طول تاریخ ساعت ماجراجوها بوده است. از غواصی تا سفرهای قطبی. یکی از نقاط مهم این تاریخ، اکسپدیشن نیروی دریایی بریتانیا به شمال گرینلند در سال ۱۹۵۲ است. تودور میگوید در آن سفر ساعتهای Tudor Oyster Prince همراه اعضای تیم بودند. همین داستان بعدها الهامبخش اسم North Flag شد.
در دههی ۲۰۱۰ تودور جان تازهای گرفت. کالکشن Black Bay در سال ۲۰۱۲ آمد و به سرعت محبوب شد. پلاگوس (Pelagos) هم بهعنوان یک ساعت غواصی جدی و مدرن جای خودش را پیدا کرد.
اما مهمترین قدم در سال ۲۰۱۵ برداشته شد. تودور اولین موتور اختصاصی خودش را ساخت: کالیبر MT5621. و این موتور برای اولین بار در یک ساعت خاص نشست. همان North Flag.
امروز موتورهای اختصاصی تودور در Kenissi، کارخانهی موتورسازی وابسته به این برند، تولید میشوند. همین استقلال فنی است که تودور را از یک «رولکس ارزانتر» به برندی با هویت مستقل تبدیل کرد. اگر میخواهید کل خانوادهی این برند را ببینید، صفحهی ساعت تودور نقطهی شروع خوبی است.
نورثفلگ اول (رفرنس 91210N) در نمایشگاه بازل ۲۰۱۵ معرفی شد. روی کاغذ چیزی کم نداشت. قاب استیل ۴۰ میلیمتری داشت. ضدآب تا ۱۰۰ متر بود. موتور MT5621 با گواهی COSC و حدود ۷۰ ساعت ذخیرهی انرژی داشت. یک نمایشگر ذخیرهی انرژی هم روی ساعت ۹ صفحه دیده میشد.
دستبندش یکپارچه با قاب طراحی شده بود. بزل دوتکهی استیل و سرامیک مشکی داشت. ثانیهشمار زرد و جزئیات زرد روی صفحه هم امضای آن بود.
آریل آدامز صادقانه میگوید aBlogtoWatch هیچوقت بررسی دستاولی از North Flag اصلی منتشر نکرد. او خودش عاشق ساعتهای اتوماتیک با نمایشگر ذخیرهی انرژی است و دلش میخواست آن ساعت موفقتر باشد.
به نظر او مشکل اصلی پیام ساعت بود. تودور آن را بهعنوان ساعت اکتشاف قطبی و هوای سرد معرفی کرد. اما این پیام به دل خریدارها ننشست. ترکیب امکاناتش هم کمی عجیب بود. آدامز میگوید تودور هیچوقت طراحی آن را خوب توضیح نداد و نتوانست آن را بهشکلی روان در دنیای تودور جا بیندازد.
نکتهی جالب دیگری هم هست. خیلیها آن زمان فقط به صفحهی معمولی ساعت توجه کردند. کسی به قاب و دستبند خوشساختش آنطور که باید بها نداد.
جواب کوتاه است: یک عقربه. تودور نمایشگر ذخیرهی انرژی را برداشت و بهجایش عقربهی GMT گذاشت. همین تغییر ساده کار را تمام کرد.
آدامز میگوید نسخهی ۲۰۲۶ مشکل اصلی نسخهی قدیم را حل کرده است. ساعتی که قبلاً «عجیب» به نظر میرسید، حالا قابل فهم و ترند است. ساعت GMT امروز یکی از محبوبترین دستهها در دنیای ساعت است. همه میفهمند به چه کاری میآید. پیام ساعت دیگر نیاز به توضیح ندارد.
طبق اطلاعات منتشرشده در Hodinkee، قاب نسخهی قدیمی حدود ۱۳٫۳ میلیمتر ضخامت و ۵۰ میلیمتر طول لاگ تا لاگ داشت. یعنی نسخهی جدید جمعوجورتر است و روی مچهای کوچکتر هم راحتتر مینشیند.
تودور در توضیحات رسمیاش میگوید نورثفلگ جدید خطوط اصلی خود را از مدل تاریخی Ranger II سال ۱۹۷۳ گرفته است. همان دستبند یکپارچه و صفحهی مشکی با اعداد عربی بزرگ.

اگر یک بخش از نورثفلگ را باید ستاره نامید، قاب و دستبند است. آدامز میگوید طراحی قاب و دستبند این ساعت شبیه هیچ چیز دیگری در کاتالوگ تودور نیست. هدفمند است. مدرن است. و به نظر او، طراحی در این یازده سال به شکلی دلنشین پخته شده است.
قطر قاب ۴۰ میلیمتر است. ضخامت ۱۲٫۷ میلیمتر. این دو عدد را جدی بگیرید. ۴۰ میلیمتر سایز طلایی ساعت اسپرت مردانه است. نه آنقدر بزرگ که روی مچ متوسط زیادی بنشیند، نه آنقدر کوچک که گم شود.
ضخامت ۱۲٫۷ میلیمتری هم برای یک ساعت GMT با شیشهی گنبدی و پشت شفاف، عدد خوبی است. ساعت زیر سرآستین پیراهن راحتتر جا میشود. فاصلهی ۴۸٫۸ میلیمتری لاگ تا لاگ هم یعنی قاب از لبهی مچ بیرون نمیزند.
اینها راهنمای کلی است، نه قانون. بهترین راه همیشه امتحان روی مچ خودتان است. آدامز هم دقیقاً همین را میگوید: اگر دربارهی نورثفلگ مردد هستید، احتمالاً وقتی آن را از نزدیک ببندید، دلتان را میبرد.
نورثفلگ تا ۱۰۰ متر ضدآب است. برای شنا، باران و زندگی روزمره کاملاً کافی است. اما این یک ساعت غواصی حرفهای نیست. اگر غواصی جدی میکنید، خانوادهی پلاگوس یا بلکبی برای آن ساخته شدهاند.
روی صفحه یک شیشهی سافایر گنبدی به سبک Box قرار دارد که پوشش ضدبازتاب (AR) دارد. این شیشه حس کلاسیک و عمق بیشتری به صفحه میدهد. پشت ساعت هم یک شیشهی سافایر دیگر است تا موتور را ببینید. آدامز این را یک امتیاز ویژه میداند، چون در خیلی از مدلهای تودور پشت ساعت بسته است.
دستبند نورثفلگ استیل است، با طراحی دوتکه که به سمت قفل باریکتر میشود. آدامز صریح میگوید این سبک به سلیقهی همه نمینشیند. اما خودش آن را دوست دارد و میگوید راحت است.
برگ برندهی دستبند، سیستم T-Fit است. این سیستم داخل قفل تاشو قرار دارد و به شما اجازه میدهد بدون ابزار، طول دستبند را سریع کمی کم یا زیاد کنید. طبق مشخصات منتشرشده، دامنهی این تنظیم حدود ۸ میلیمتر است.
چرا مهم است؟ چون مچ دست در طول روز ثابت نیست. در گرمای تابستان تهران یا بعد از یک پرواز طولانی، مچ کمی متورم میشود. صبح زود جمعتر است. با T-Fit در چند ثانیه ساعت را با مچ هماهنگ میکنید. آدامز این قابلیت را برای بسیاری از خریداران یک امتیاز بزرگ میداند.
برای آشنایی بیشتر، نگاهی به مقالهی ۵ ساعتی که نباید از تولید خارج میشدند بیندازید.

بیشترین اختلاف نظر دربارهی نورثفلگ، به صفحه و عقربهها برمیگردد. اول بیایید ببینیم روی صفحه چه خبر است.
صفحه مشکی است. شاخصها و اعداد سفید با کنتراست بالا روی آن نشستهاند. رنگ فقط از دو جا وارد میشود: ثانیهشمار زرد و عقربهی GMT زرد همرنگ آن. تاریخ هم در یک پنجره روی ساعت ۳ نشان داده میشود. دور صفحه یک حلقهی ۲۴ ساعته قرار دارد که عقربهی GMT روی آن خوانده میشود.
آدامز صفحه را کاملاً مات و بدون هیچ عنصر براق توصیف میکند و این را نقطهی مثبت میداند. البته برخی رسانههای دیگر به یک پرداخت آفتابی بسیار ملایم روی صفحه اشاره کردهاند. پس بهتر است جنس و حس دقیق صفحه را زیر نور واقعی ببینید.
آدامز چند نکتهی مثبت روشن میگوید. صفحه کاملاً کاربردی است. تناسب خوبی دارد. خیلی راحت خوانده میشود. و در کارش بسیار مؤثر است.
اما یک «ولی» هم دارد. این صفحه شبیه تودوری نیست که اغلب مردم میشناسند. هنوز معلوم نیست این زیباییشناسی چقدر بیزمان باشد. او میگوید این طراحی تصور یک نفر از «تودورِ فردا» است. و چنین ایدهای بهطور طبیعی واکنشهای احساسی متفاوتی به همراه دارد.
جمعبندی شخصی او خواندنی است. میگوید بهراحتی میتواند هر روز نورثفلگ GMT را ببندد و از آن لذت ببرد. اما شاید ساعتها به آن خیره نشود و از زیباییاش آه نکشد. این یعنی نورثفلگ بیشتر یک همراه قابل اعتماد است تا یک جواهر نمایشی.
اگر از طراحیهای تکراری خسته شدهاید، نورثفلگ تازه است. اگر خوانایی برایتان از تزئینات مهمتر است، این صفحه برای شماست. و اگر دنبال ساعتی هستید که در جمع ساعتبازها سؤال برانگیزد، نورثفلگ بیصدا این کار را میکند.

داخل نورثفلگ، کالیبر اختصاصی MT5652-U میتپد. یک موتور اتوماتیک یعنی با حرکت دست شما کوک میشود. اگر با این مفهوم تازه آشنا شدهاید، دستهی ساعت اتوماتیک را هم ببینید تا تفاوتش با موتور باتریدار روشن شود.
۶۵ ساعت ذخیرهی انرژی یعنی چه؟ یعنی اگر جمعهشب ساعت را از دست باز کنید، به احتمال زیاد یکشنبه هنوز کار میکند. برای کسی که چند ساعت مختلف دارد، این یک راحتی واقعی است.
طبق گزارش Hodinkee، همین موتور در ساعت Pelagos FXD GMT هم به کار رفته است. یعنی تودور آن را قبلاً در یک ساعت ابزاری جدی امتحان کرده است.
این دو اسم را زیاد میشنوید. بیایید ساده توضیح بدهیم.
COSC مؤسسهی رسمی سوئیس برای آزمون کرونومتر است. موتور ساعت را جدا از قاب، چند روز در دماها و حالتهای مختلف آزمایش میکند. موتوری که قبول شود، عنوان «کرونومتر» میگیرد.
METAS مؤسسهی فدرال اندازهشناسی سوئیس است. آزمون Master Chronometer سختتر است. این بار کل ساعت، یعنی موتور داخل قاب، آزمایش میشود. استاندارد آن دقت روزانهی صفر تا ۵+ ثانیه را میخواهد. مقاومت در برابر میدان مغناطیسی ۱۵٬۰۰۰ گاوس، ذخیرهی انرژی و ضدآب بودن هم سنجیده میشود.
چرا مغناطیس مهم است؟ چون دور و بر ما پر از آهنرباست. گوشی، لپتاپ، کیف با قفل مغناطیسی، بلندگو. مغناطیس میتواند ساعت مکانیکی را تند یا کند کند. ساعتی که در برابر ۱۵٬۰۰۰ گاوس تست شده، در زندگی شهری خیالتان را راحت میکند.
تودور از سال ۲۰۲۱ بهتدریج مدلهای بیشتری را به استاندارد Master Chronometer رسانده است. نورثفلگ جدید هم حالا عضو این باشگاه است. آدامز این موتور را یکی از نقاط جذاب ساعت میداند.
GMT مخفف Greenwich Mean Time است. اما در دنیای ساعت، به ساعتی گفته میشود که دو منطقهی زمانی را همزمان نشان میدهد. اگر این قابلیت برایتان جذاب است، کل دستهی ساعت GMT را ببینید.
داستان معروف GMT به دههی ۱۹۵۰ برمیگردد. رولکس در همان دهه GMT-Master را برای خلبانان پروازهای بینقارهای ساخت. خلبانها میخواستند هم ساعت مبدأ را بدانند، هم ساعت مقصد را. یک عقربهی اضافه که هر ۲۴ ساعت یک دور میزند، این مشکل را حل کرد.
امروز GMT دیگر فقط ابزار خلبان نیست. ابزار هر کسی است که با دنیا در ارتباط است. تاجری که با دبی و استانبول کار میکند. برنامهنویسی که برای مشتری کانادایی پروژه انجام میدهد. یا خانوادهای که عزیزی آن سوی دنیا دارد.
فرض کنید در تهران هستید و ساعت ۱۴ است. پسرتان در تورنتو درس میخواند. عقربهی GMT را روی ساعت تورنتو تنظیم کردهاید. یک نگاه به حلقهی ۲۴ ساعته کافی است تا بفهمید آنجا صبح زود است یا نه. دیگر لازم نیست برای یک تماس ساده حسابوکتاب کنید.
حالا برعکس. به سفر رفتهاید. عقربهی GMT را روی ساعت تهران نگه میدارید و عقربهی ساعت اصلی را به وقت مقصد میبرید. همیشه میدانید خانه ساعت چند است.
موتور MT5652-U از نوع GMT «فلایر» یا GMT واقعی است. یعنی عقربهی ساعت محلی بهتنهایی و ساعتبهساعت جلو یا عقب میپرد، بدون اینکه ساعت متوقف شود. عقربهی ۲۴ ساعته هم سر جایش میماند و زمان مبدأ را حفظ میکند.
طبق توضیحات منتشرشده، تاریخ و GMT هر دو از طریق تاج تنظیم میشوند. روش کلی در این نوع موتورها چنین است:
ترتیب دقیق وضعیتهای تاج را حتماً از دفترچهی رسمی تودور بخوانید. اما مزیت اصلی روشن است: وقتی در فرودگاه مقصد پیاده میشوید، در چند ثانیه و بدون از دست دادن دقت، ساعت محلی را عوض میکنید.
هر ساعت خوبی برای همه نیست. نورثفلگ هم همینطور. بیایید صادق باشیم.
دستبند استیل یکپارچه، نورثفلگ را به یک ساعت همهکاره تبدیل میکند. با پیراهن سفید و کت سرمهای، ساعت جدی و مرتب دیده میشود. با تیشرت مشکی و جین، حالت ابزاری و ماجراجویانهاش بیرون میزند. جزئیات زرد صفحه هم با لباسهای خاکی، زیتونی و طوسی قشنگ هماهنگ میشود. اگر به سبک فلزی علاقه دارید، دستهی ساعت بند استیل را هم ببینید.
اگر این بخش برایتان جذاب بود، مقالهی ساعت های دیوید بکهام را هم از دست ندهید.
جالبترین بخش ماجرا اینجاست. نورثفلگ تنها ساعت GMT تودور نیست. پس چرا باید آن را انتخاب کرد؟
بلکبی GMT در سال ۲۰۱۸ معرفی شد. اولین ساعت GMT تودور بود و با بزل دورنگ قرمز و آبی خیلی زود محبوب شد. آن نسخهی اولیه قاب ۴۱ میلیمتری، ضدآب ۲۰۰ متری و موتور MT5652 با گواهی COSC داشت.
تفاوت دو ساعت بیشتر در شخصیت است تا در کاربرد:
آدامز قبول دارد که داشتن چند ساعت GMT در یک کاتالوگ ممکن است خریدار را گیج کند. اما یک مثال جالب میزند. اگر رولکس میتواند هم GMT-Master II داشته باشد و هم Explorer II، پس تودور هم حق دارد بیش از یک ساعت GMT داشته باشد.
این مقایسه شاید منطقیترین مقایسه باشد. Explorer II اولین بار در سال ۱۹۷۱ آمد و ساعت کاوشگران و غارنوردان بود. بزل ثابت ۲۴ ساعته و عقربهی نارنجی دارد. نسخهی فعلی آن قاب ۴۲ میلیمتری دارد.
نورثفلگ هم ساعت اکتشاف است، با بزل ثابت و عقربهی رنگی GMT. آدامز حتی پیشنهاد میکند تودور نورثفلگ را بهجای «ساعت قطبی» بهعنوان یک «ساعت کاوشگر مدرن» معرفی کند. این دقیقاً همان قلمرویی است که Explorer II سالهاست در آن حکومت میکند.
تفاوت بزرگ، قیمت و جایگاه است. رولکس در ردهی بالاتری قرار دارد و دسترسی به برخی مدلهایش در بازار همیشه آسان نیست. نورثفلگ با قاب ۴۰ میلیمتری کوچکتر است و فرم دستبند یکپارچهاش آن را از Explorer II متمایز میکند.
GMT-Master II نماد ساعتهای GMT است. ساعت خلبانها، با بزل چرخان دورنگ معروف و قاب ۴۰ میلیمتری. این ساعت بیشتر یک آیکون است تا یک ابزار ساده.
نورثفلگ قصد رقابت مستقیم با آن را ندارد. این دو ساعت دو زبان متفاوت دارند. GMT-Master II دربارهی میراث و نماد بودن است. نورثفلگ دربارهی کارایی بیادعا و طراحی آیندهنگر. اگر دنبال یک ساعت لوکس با بیشترین شهرت هستید، GMT-Master II در ذهنها جلوتر است. اگر دنبال یک ساعت دقیق و متفاوت با هزینهی کمتر هستید، نورثفلگ منطقیتر است.
نسخهی قدیم یک قابلیت منحصربهفرد داشت: نمایشگر ذخیرهی انرژی. برای عاشقان مکانیک جذاب بود، اما برای خریدار معمولی اهمیت زیادی نداشت. نسخهی جدید GMT دارد که برای مخاطب امروز کاربردیتر است.
موتور قدیم MT5621 حدود ۷۰ ساعت ذخیرهی انرژی و گواهی COSC داشت. موتور جدید ۶۵ ساعت ذخیره دارد، اما گواهی سختگیرانهی METAS را هم گرفته است. یعنی کمی ذخیرهی کمتر، در عوض دقت و مقاومت مغناطیسی تأییدشدهی بیشتر.
برای کلکسیونرها، نسخهی ۲۰۱۵ حالا یک تکهی تاریخی است. اولین تودور با موتور اختصاصی. همین ارزش داستانی، آن را برای برخی علاقهمندان خاص کرده است.
بیایید رک باشیم. ساعت مکانیکی قبل از هر چیز برای لذت بردن است، نه برای سود تضمینی. هر کسی که به شما وعدهی سود قطعی از ساعت میدهد، باید با احتیاط به حرفش گوش کنید.
تودورها در بازار دستدوم جهانی معمولاً بهخوبی خرید و فروش میشوند. دلیلش روشن است. برند معتبر است. ارتباط تاریخی با رولکس دارد. کیفیت ساخت و موتورهای اختصاصیاش هم شناخته شده است.
اما چند نکته را فراموش نکنید:
کسی نمیداند. و این صادقانهترین جواب است. چند عامل به نفع آن است: موتور Master Chronometer، طراحی خاص و ارتباط با اولین تودور دارای موتور اختصاصی. طبق گزارشها، فروش آن هم فقط از طریق بوتیکهای تودور انجام میشود.
از آن طرف، یک مدل دائمی است، نه نسخهی محدود. و خود آدامز میگوید معلوم نیست طراحی صفحهاش چقدر بیزمان باشد. طراحیهایی که نظرها را دو دسته میکنند، گاهی بعدها کالت میشوند و گاهی فراموش. این را نمیتوان از قبل دانست.
همهی اعداد مهم را یکجا در جدول زیر آوردهایم. منبع اصلی، بررسی aBlogtoWatch و اطلاعات منتشرشده از سوی تودور است.
| ویژگی | مشخصات |
|---|---|
| رفرنس | M9140G1A0U-0001 |
| سال معرفی | ۲۰۲۶ |
| جنس قاب | استیل |
| قطر قاب | ۴۰ میلیمتر |
| ضخامت | ۱۲٫۷ میلیمتر |
| لاگ تا لاگ | ۴۸٫۸ میلیمتر |
| ضدآب | ۱۰۰ متر |
| شیشه | سافایر گنبدی با پوشش ضدبازتاب |
| پشت قاب | شیشهی سافایر شفاف |
| موتور | MT5652-U اتوماتیک |
| گواهی | COSC و METAS (Master Chronometer) |
| فرکانس | ۴ هرتز |
| ذخیرهی انرژی | ۶۵ ساعت |
| عملکردها | ساعت، دقیقه، ثانیه، تاریخ، GMT |
| صفحه | مشکی، جزئیات زرد |
| دستبند | استیل دوتکه با T-Fit |
| قیمت رسمی | ۵٬۵۲۵ دلار آمریکا |
برای اینکه جدول روی موبایل هم راحت خوانده شود، مقایسه را بهصورت دوبهدو و کوتاه آوردهایم.
| ویژگی | نورثفلگ ۲۰۲۶ | North Flag ۲۰۱۵ |
|---|---|---|
| عملکرد ویژه | GMT | نمایشگر ذخیرهی انرژی |
| موتور | MT5652-U | MT5621 |
| گواهی | COSC و METAS | COSC |
| ذخیرهی انرژی | ۶۵ ساعت | حدود ۷۰ ساعت |
| قطر | ۴۰ میلیمتر | ۴۰ میلیمتر |
| ضدآب | ۱۰۰ متر | ۱۰۰ متر |
| ویژگی | نورثفلگ | بلکبی GMT (۲۰۱۸) |
|---|---|---|
| شخصیت | کاوشگر مدرن | غواصی کلاسیک |
| بزل | ثابت | چرخان ۲۴ ساعته |
| قطر | ۴۰ میلیمتر | ۴۱ میلیمتر |
| ضدآب | ۱۰۰ متر | ۲۰۰ متر |
| گواهی موتور | COSC و METAS | COSC |
| ساعت | ویژگی برجسته |
|---|---|
| تودور نورثفلگ | GMT فلایر، ۴۰ میلیمتر، طراحی آیندهنگر |
| رولکس Explorer II | بزل ثابت ۲۴ ساعته، ۴۲ میلیمتر |
| رولکس GMT-Master II | بزل چرخان دورنگ، ۴۰ میلیمتر |
نورثفلگ ۲۰۲۶ یک ساعت شجاع است. تودور میتوانست یک بلکبی دیگر با رنگ تازه بسازد. این کار را نکرد. بهجایش ایدهای را که یک بار شکست خورده بود، برداشت و درستش کرد.
نتیجه، ساعتی است با موتور Master Chronometer، GMT واقعی، ابعاد خوشدست ۴۰ در ۱۲٫۷ میلیمتر و دستبندی که با T-Fit همیشه اندازه است. نقطهی بحث، صفحهی آن است. کاربردی و خواناست، اما شبیه تودور آشنای ما نیست.
حرف آریل آدامز را به خاطر بسپارید. اگر مردد هستید، آن را از نزدیک ببینید. احتمالاً روی مچ، شما را با خودش همراه میکند. نورثفلگ ساعتی نیست که فقط تماشایش کنید. ساعتی است که با آن زندگی میکنید، سفر میکنید و به آن اعتماد میکنید.
اگر طراحی تودور به دلتان نشسته، وقت دیدن از نزدیک است. از پلاگوس اسپرت و جانسخت تا بلکبی کلاسیک و بلکبی کرنو، مدلهای متنوعی با طراحی تودور در نوراشاپ منتظر شما هستند.
همین حالا مدلهای تودور نوراشاپ را ببینید. ویدیوی هر مدل را تماشا کنید، مشخصات را در صفحهی محصول بخوانید و ساعتی را انتخاب کنید که با سبک شما جور است. اگر هنوز مردد هستید، سری هم به ساعت مردانه و ساعت رولکس بزنید.
اگر این موضوع برایتان جذاب است، سری به شاهکارهای تودور در Watch and Wonders 2025 بزنید.