ست تجربهی پنرای رادیومیر ویاجو نل تمپو (Radiomir Viaggio nel Tempo Experience Set) یک بستهی محدود است که پنرای به مناسبت صدسالگی بوتیک پیاتزا سن جووانی در فلورانس معرفی کرد. این ست شامل دو ساعت ۴۷ میلیمتری است: رادیومیر کالیفرنیا برونزو PAM01729 با قاب برنز و موتور کوکی P.3000، و رادیومیر پلاتینیومتک PAM01730 با قاب آلیاژ پلاتین و موتور اسکلتون P.3001/10. هر دو ۳ روز ذخیرهی انرژی و ضدآبی ۱۰ بار دارند. خریدار ست، دعوتنامهی یک سفر چهار روزه به ایتالیا را هم میگیرد؛ از فلورانس تا پایگاه غواصان نیروی دریایی در پورتو ونره. فقط ۳۰ ست ساخته میشود و قیمت آن حدود ۱۶۵ هزار دلار اعلام شده است.
بعضی ساعتها را میخرید. بعضی دیگر را تجربه میکنید.
پنرای سالهاست که این دو را با هم ترکیب میکند. یک ساعت محدود میسازد و همراهش یک ماجرا میفروشد: تمرین با نیروهای ویژه، تماشای مسابقهی قایقرانی، یا غواصی در جایی که داستان برند شروع شد. اما در سال ۲۰۲۶ اتفاق تازهای افتاد. برای اولین بار، کلید ورود به این ماجرا نه یک ساعت، که یک جفت ساعت است.
ست ویاجو نل تمپو (Viaggio nel Tempo) در زبان ایتالیایی یعنی «سفر در زمان». اسم بیدلیلی هم نیست. این ست شما را به گذشتهی پنرای میبرد؛ به فلورانس، به ساحل رود سرکیو، به غواصان افسانهای نیروی دریایی ایتالیا و به ساعتهایی که روزی اسرار نظامی بودند.
در این مقاله همهچیز را ساده و قدمبهقدم بررسی میکنیم. این ست دقیقاً چه چیزی دارد؟ دو ساعتش چه فرقی با هم دارند؟ برنز و پلاتینیومتک چه رازی دارند؟ سفر ایتالیا شامل چه برنامهای است؟ و در نهایت، آیا ۱۶۵ هزار دلار برای این بسته منطقی است؟
به زبان ساده، این ست یک جعبهی چوب ماهون است که دو ساعت رادیومیر داخلش قرار دارد، بهاضافهی جایگاهی در یک سفر اختصاصی. شما نمیتوانید سفر را جدا بخرید. تنها راه حضور در آن، داشتن همین ست است.
پنرای این بسته را در فوریهی ۲۰۲۶ معرفی کرد و عرضهی آن از ژوئن همان سال شروع شد. دو ساعت ست شخصیت متفاوتی دارند، اما از یک ریشه آمدهاند: قاب کلاسیک رادیومیر با لاگهای سیمی باریک و تاج مخروطی.
| بخش ست | جزئیات |
|---|---|
| ساعت اول | رادیومیر کالیفرنیا برونزو PAM01729؛ برنز برسخورده، صفحهی مشکی کالیفرنیا، کالیبر P.3000 |
| ساعت دوم | رادیومیر پلاتینیومتک PAM01730؛ آلیاژ پلاتین پولیشخورده، صفحهی ساندویچی مشکی، کالیبر P.3001/10 |
| سفر | چهار روز در ایتالیا، ۱۵ تا ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶؛ فلورانس، رود سرکیو، پورتو ونره و سواحل لیگوریا |
| تیراژ | فقط ۳۰ ست در کل دنیا |
| بستهبندی | جعبهی نمایش اختصاصی از چوب ماهون |
| قیمت اعلامشده | حدود ۱۶۵٬۰۰۰ دلار برای کل ست |
یک نکتهی مهم دربارهی قیمت: عددی که برای این ست اعلام شده، بسته به بازار و کشور کمی فرق میکند. پس ۱۶۵ هزار دلار را یک عدد مرجع در نظر بگیرید، نه قیمت قطعی همهجا.
پنرای از سال ۲۰۱۹ مجموعهای از ساعتهای محدود به نام «Experience» عرضه میکند. ایده ساده است: هر ساعت با یک تجربهی واقعی همراه است که به هویت برند گره خورده. خریدار فقط یک شیء نمیخرد؛ یک خاطره هم میخرد.
سه ساعت اولی که در ۲۰۱۹ آمدند، روی سه ستون تاریخی پنرای تمرکز داشتند: غواصی، اکتشاف و نیروی دریایی ایتالیا. اینها همان چیزهایی هستند که پنرای را پنرای کردهاند.
در سالهای بعد، تجربهها بیشتر به سمت همکاریهای امروزی برند رفتند. نمونهاش ساعت سابمرسیبل فلایبک کرنوگراف نیوی سیلز PAM1402 بود که همراهش یک دورهی تمرینی با اعضای سابق نیروی ویژهی نیوی سیلز ارائه شد. نمونهی دیگر سابمرسیبل توربیون GMT لونا روسا PAM01405 بود؛ ساعتی که با سفری برای تماشای فینال سیوهفتمین دورهی جام آمریکا در بارسلونا همراه بود.
این تجربهها هیجانانگیز بودند، اما بیشتر به «امروز» پنرای نگاه میکردند. ست ویاجو نل تمپو برعکس، به «دیروز» برمیگردد. خریدار را به سالهای بنیادین برند میبرد و جاهایی را نشانش میدهد که شهرت پنرای در آنها شکل گرفت.
به همین دلیل میشود گفت ویاجو نل تمپو مفصلترین تجربهای است که پنرای تا امروز طراحی کرده است.
پنرای یک برند ایتالیایی است و این را هیچوقت پنهان نکرده. جووانی پنرای در سال ۱۸۶۰ کارگاه ساعتسازیاش را در فلورانس باز کرد. چند دهه بعد، مغازهی خانوادگی به پیاتزا سن جووانی، روبهروی تعمیدگاه معروف شهر، منتقل شد. سال ۲۰۲۶ صدمین سال حضور برند در همین میدان است و ست ویاجو نل تمپو برای جشن گرفتن همین سالگرد ساخته شده.
اما چرا یک مغازه در فلورانس اینقدر مهم است؟ چون داستان پنرای فقط داستان ساعت نیست. این خانواده سالها ابزارهای دقیق برای نیروی دریایی ایتالیا میساخت: قطبنما، عمقسنج، چراغهای زیرآبی و البته ساعت. همین همکاری بود که بعدها به ساعتهای رادیومیر و لومینور رسید.
اسم Radiomir در ابتدا نام یک مادهی شبتاب بود که پنرای ثبت کرد تا صفحهی ابزارها و ساعتها در تاریکی مطلق زیر آب خوانا باشد. نیمهی دههی ۱۹۳۰، اولین نمونههای ساعت رادیومیر برای غواصان نیروی دریایی ایتالیا ساخته شد. قاب بالشتکی بزرگ، لاگهای سیمی، صفحهی ساده و اعداد درشت. هر چیزی که یک غواص در تاریکی آب لازم داشت و هیچ چیز اضافه.
این ساعتها سالها جزو تجهیزات محرمانهی نظامی بودند. برای همین روی صفحهی بسیاری از آنها تقریباً هیچ نوشتهای نبود. همین سادگی، امروز یکی از امضاهای طراحی رادیومیر است و در هر دو ساعت این ست هم دیده میشود.
امروز پنرای زیر چتر گروه ریشمون فعالیت میکند. اگر میخواهید بدانید این گروه چه برندهای دیگری را در اختیار دارد، مقالهی ریچمونت چیست؟ را بخوانید.
هر دو ساعت ست قاب ۴۷ میلیمتری با همان فرم بالشتکی آشنای پنرای دارند. اما یک انتخاب مهم پشت این قاب است: پنرای این بار سراغ طرح اولیهی رادیومیر رفته، نه نسخهی بعدی آن یعنی «رادیومیر ۱۹۴۰».
این تفاوت برای علاقهمندان پنرای خیلی مهم است. در رادیومیرهای اولیه، لاگها سیمهای باریکی بودند که به قاب جوش داده میشدند. این طراحی زیبا بود، اما در شرایط سخت نظامی مقاومت کافی نداشت. برای همین در حدود سال ۱۹۴۰ پنرای قاب را بازطراحی کرد و لاگها را از خود بدنه تراش داد. نتیجه، قاب محکمتری بود که بعدها پایهی لومینور هم شد.
| ویژگی | رادیومیر اولیه (طرح این ست) | رادیومیر ۱۹۴۰ |
|---|---|---|
| لاگها | سیمی و باریک | پهن و یکپارچه با قاب |
| حس روی مچ | سبکتر و وینتیجتر | محکمتر و ابزاریتر |
| تاج | مخروطی | معمولاً استوانهای |
با انتخاب طرح اولیه، هر دو ساعت این ست ظاهری دارند که مستقیم به ساعتهای غواصی نیمهی دههی ۳۰ و دههی ۴۰ اشاره میکند.
یک نکتهی کاربردی: ۴۷ میلیمتر سایز بزرگی است. فرم بالشتکی و لاگهای سیمی کمی کمکش میکنند، اما این ساعتها روی مچ حضور پررنگی دارند. اگر مچ ظریفی دارید، بهتر است قبل از دل بستن به ابعاد فکر کنید.

اولین ساعت ست، رادیومیر کالیفرنیا برونزو PAM01729 است. پنرای دربارهی این ساعت از یک «اولین» حرف میزند: ترکیب صفحهی کالیفرنیا با قاب برنز ۴۷ میلیمتری. دو ویژگی که هر کدام بهتنهایی برای کلکسیونرهای پنرای معنای خاصی دارند.
صفحهی کالیفرنیا را از دور میشناسید. نیمهی بالایی اعداد رومی دارد و نیمهی پایینی اعداد عربی. شاید در نگاه اول فقط یک انتخاب سلیقهای به نظر برسد، اما دلیلش کاملاً کاربردی بود. در تاریکی، این دو نیمهی متفاوت به غواص کمک میکرد بلافاصله بفهمد ساعت کدام طرف است.
داستان اسمش هم جالب است. نقل میکنند که یک شرکت مرمت صفحهی ساعت در ایالت کالیفرنیا، این نوع صفحه را زیاد روی ساعتها اجرا میکرد و کمکم کلکسیونرها اسم «کالیفرنیا» را رویش گذاشتند.
در PAM01729، صفحهی مشکی یکلایه و دانهدار است، با شاخصهای میلهای و یک ریل دقیقه. عقربهها از فولاد آبیشدهاند و اعداد و شاخصها با سوپرلومینوای بژ پوشیده شدهاند که در تاریکی نور سبز میدهد. نکتهی ظریف دیگر، نبودن نوشته است. روی این صفحه جز کلمهی کوچک «Swiss» در پایین، تقریباً هیچ متنی نیست؛ ادای احترامی به ساعتهای نظامی اولیهی پنرای که نامی از برند رویشان نبود.
برنز این ساعت ترکیبی سنتی از مس و قلع است و پنرای آن را دقیقاً به خاطر پتینهاش انتخاب کرده. وقتی ساعت نو است، رنگی گرم شبیه طلای قرمز دارد. اما با گذشت زمان و در تماس با هوا، رطوبت، گرما و اصطکاک، یک لایهی تیرهتر روی سطحش شکل میگیرد.
این لایه خاصیت فلز را عوض نمیکند؛ برعکس، مثل یک پوشش محافظ عمل میکند. اما مهمتر از آن، باعث میشود هیچ دو ساعت برنزی بعد از چند سال شبیه هم نباشند. ساعت شما رنگ زندگی شما را میگیرد: سفرهایتان، تابستانهایتان و حتی عادتهایتان.
پنرای میگوید همین ویژگی، PAM01729 را همراه ایدهآل یک «سفر در زمان» کرده است. ساعتی که خاطرههای سفر ایتالیا را روی بدنهاش نگه میدارد.
یک جزئیات فنی هم بدانید: پشت قاب این ساعت برنزی نیست، بلکه از تیتانیوم ساخته شده. به نظر ما این انتخاب منطقی است؛ تیتانیوم سبک است و بخشی از قاب که همیشه با پوست تماس دارد، پتینهی برنز را به خودش نمیگیرد.

اگر PAM01729 شخصیتی گرم و ماجراجو دارد، PAM01730 آرام، براق و جدی است. قاب این ساعت بهطور کامل پولیش براق خورده و از آلیاژ اختصاصی پنرای به نام Platinumtech ساخته شده.
پلاتینیومتک مثل پلاتین ۹۵۰ سنتی، ۹۵ درصد پلاتین خالص دارد. تفاوتش در یک فرایند عملآوری ویژه است. پنرای اعلام کرده که این فرایند سختی آلیاژ را حدود ۸۵ درصد بیشتر از پلاتین معمولی میکند و در نتیجه مقاومت بیشتری در برابر خط و خش دارد. این عدد ادعای خود برند است و بهتر است آن را به همین شکل در نظر بگیریم.
پلاتین فلز بسیار سنگینی است. به گفتهی پنرای، این آلیاژ حدود ۳۳ درصد از طلای ۱۸ عیار سنگینتر است. یعنی PAM01730 روی مچ وزن قابلتوجهی دارد؛ وزنی که برای بسیاری از کلکسیونرها بخشی از لذت بستن یک ساعت پلاتینی است.
صفحهی ساندویچی یکی از قدیمیترین امضاهای پنرای است. صفحه از دو لایه تشکیل میشود. لایهی بالایی اعداد و شاخصها را به شکل برشخورده دارد و لایهی پایینی با مادهی شبتاب پوشیده شده. به این ترتیب نور از دل صفحه بیرون میآید و خوانایی در تاریکی مطلق بیشتر میشود.
در PAM01730، پنرای برای اولین بار این صفحهی ساندویچی را با پرداخت دایرهای برسخوردهی مشکی ارائه کرده است. این برسکاری با دست و به صورت چرخشی انجام میشود و دایرههای بسیار ریزی میسازد. نتیجه این است که هر صفحه کمی با صفحهی دیگر فرق دارد. زیر نور خورشید، مشکی صفحه عمیقتر میشود و حلقههای دایرهای جان میگیرند.
چیدمان صفحه همان چیدمان کلاسیک و سادهی پنرای است: اعداد عربی درشت در ۱۲، ۳، ۶ و ۹ و شاخصهای میلهای برای بقیهی ساعتها. عبارت «Radiomir Panerai» در بالای صفحه حک شده و با همان رنگ مشکی پر شده است. این نوشتهی همرنگ تقریباً نامرئی است و فقط با زاویهی نور دیده میشود؛ اشارهای ظریف به ساعتهای محرمانهی اولیه و صفحههای قدیمیای که با گذر زمان کمرنگ شدهاند.
این ساعت هم مثل خواهرش عقربههای فولادی آبی و سوپرلومینوای بژ دارد. پس با وجود تفاوت فلز، هر دو ساعت در کنار هم یک خانوادهی هماهنگ به نظر میرسند.

هر دو ساعت ست فقط ساعت و دقیقه را نشان میدهند. ثانیهشمار ندارند، تاریخ ندارند، هیچ عارضهای روی صفحه نیست. این سادگی عمدی است و دقیقاً همان روحیهی ساعتهای ابزاری اولیهی پنرای را تکرار میکند.
موتورها هم از یک معماری مشترک میآیند، اما شخصیتشان فرق میکند. PAM01729 کالیبر P.3000 دارد که یکی از موتورهای کوکی اصلی پنرای در ساعتهای امروزی برند است. PAM01730 کالیبر P.3001/10 دارد؛ نسخهای تزیینشدهتر با پلهای اسکلتون و نمایشگر ذخیرهی انرژی در پشت موتور.
| مشخصه | P.3000 (PAM01729) | P.3001/10 (PAM01730) |
|---|---|---|
| نوع کوک | کوکی دستی | کوکی دستی، تزیینشده |
| قطر | ۱۶½ لین | ۱۶½ لین |
| ضخامت | ۵.۳ میلیمتر | ۶.۳ میلیمتر |
| فرکانس | ۲۱٬۶۰۰ نوسان در ساعت (۳ هرتز) | ۲۱٬۶۰۰ نوسان در ساعت (۳ هرتز) |
| ذخیرهی انرژی | ۳ روز، با دو بشکه | ۳ روز، با دو بشکه |
| جواهر / قطعات | ۲۱ / ۱۶۱ | ۲۱ / ۱۹۸ |
| ویژگی خاص | ساختار شبیه سهچهارم صفحه | پلهای اسکلتون با پرلاژ و نمایشگر ذخیرهی انرژی پشت موتور |
P.3000 یک موتور بزرگ است که از مدلهای تاریخی پنرای الهام گرفته. ساختارش شبیه موتورهای «سهچهارم صفحه» است؛ یعنی یک پل بزرگ و یک پل کوچکتر بیشتر قطعات را میپوشانند و با پیچهای ضخیم محکم شدهاند. نتیجه، ساختاری سفت و مقاوم در برابر ضربه است.
دو بشکهی فنر که پشت سر هم کار میکنند، نیرو را یکنواختتر به موتور میرسانند و ۳ روز ذخیرهی انرژی میدهند. بالانس از جنس گلوسیدور است و یک سیستم ضدضربهی اینکابلوک هم دارد. اگر کنجکاوید این سیستم چطور از محور بالانس محافظت میکند، مقالهی اینکابلوک چیست؟ را بخوانید.
اگر بخواهیم صادق باشیم، پرداخت P.3000 نسبتاً ساده و کمتزیین است. این موتور برای استحکام و کاربرد ساخته شده، نه برای نمایش. اما همین سادگی با شخصیت ابزاری PAM01729 کاملاً جور است.
P.3001/10 داستان دیگری دارد. پلهایش اسکلتون شدهاند و پرداخت پرلاژ دارند، طوری که از پشت شیشهی سافایر میتوانید معماری موتور و حرکت چرخ بالانس را ببینید. سطوح تزیینشدهی بیشتر و ظاهر ظریفتر، این موتور را برای کلکسیونرهایی که عاشق جزئیات مکانیکیاند خیلی جذابتر میکند.
تفاوت عملکردی دو موتور فقط یک چیز است: نمایشگر ذخیرهی انرژی. پنرای این نمایشگر را در پشت موتور گذاشته تا صفحهی جلو همچنان خالص و ساده بماند. همین نمایشگر دلیل اصلی ۳۷ قطعهی اضافهی این موتور است؛ ۱۹۸ قطعه در برابر ۱۶۱.
هر دو ساعت کوکی دستی هستند. یعنی خودکار کوک نمیشوند و باید هر چند روز یک بار تاج را بچرخانید. برای بعضیها این یک زحمت است، اما برای بسیاری از علاقهمندان ساعت مکانیکی، یک لحظهی آرام و شخصی با ساعت است. با ۳ روز ذخیرهی انرژی، حتی اگر یک آخر هفته ساعت را نبندید، دوشنبه صبح هنوز کار میکند.
این تجربه با ساعتهای باتریدار کاملاً فرق دارد. برای آشنایی با آن دنیای متفاوت، مقالهی موتور کوارتز در ساعت مچی را ببینید.

حالا به جذابترین بخش این ست میرسیم: سفر. برنامهی ویاجو نل تمپو برای ۱۵ تا ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ برنامهریزی شده بود و چهار روز طول میکشد. مسیر سفر از قلب فلورانس شروع میشود و در آبهای سواحل لیگوریا به پایان میرسد.
سفر از فلورانس، زادگاه پنرای، شروع میشود. مهمانان در بوتیک تاریخی پیاتزا سن جووانی، در جشن صدسالگی این مغازه و یک نمایشگاه ویژه حضور پیدا میکنند. پنرای از یک گردش با خودروی کلاسیک در دشتهای توسکانی هم در برنامه یاد کرده است.
بعد از فلورانس، مسیر به سمت دهانهی رود سرکیو میرود. اینجا جایی است که غواصان افسانهای نیروی دریایی ایتالیا، که به «مردان قورباغهای» معروف بودند، دور هم جمع میشدند، تمرین میکردند و غواصی را یاد میگرفتند. پنرای از دسترسی نادر به ساختمانی به نام «کاسینا دلی اینکورسوری» در بوکا دی سرکیو حرف میزند؛ جایی که بهطور معمول به روی عموم بسته است.
اوج سفر، ورود به پایگاه نظامی کومسوبین (COMSUBIN) در پورتو ونره است؛ مرکز نیروهای ویژهی زیرآبی نیروی دریایی ایتالیا. برنامه شامل یک تجربهی غواصی و فعالیتهای ویژه است. پنرای از «واسکا پنرای» هم نام برده؛ استخری که هنوز کومسوبین برای تست و آموزش نظامی از آن استفاده میکند و ابزارها و ساعتهای پنرای در گذشته در آن آزمایش میشدند.
سفر با یک تور قایق تفریحی در امتداد سواحل لیگوریا تمام میشود. پایانی آرام برای چهار روز پرهیجان و یادآوری ریشههای دریایی برند.
| مقصد | چه اتفاقی میافتد |
|---|---|
| فلورانس | جشن صدسالگی و نمایشگاه ویژه در بوتیک پیاتزا سن جووانی |
| توسکانی | گردش با خودروی کلاسیک |
| دهانهی رود سرکیو | بازدید از محل تجمع، تمرین و غواصی غواصان نیروی دریایی |
| پورتو ونره | ورود به پایگاه کومسوبین، غواصی و آشنایی با واسکا پنرای |
| سواحل لیگوریا | تور قایق تفریحی |
یک نکتهی مهم: این برنامه بر اساس اعلام رسمی برند پیش از سفر است. جزئیات اجرایی، مثل ترتیب دقیق روزها یا ظرفیت هر بخش، ممکن است هنگام برگزاری تغییر کند.
این دو ساعت فقط با هم فروخته میشوند. اما اگر قرار باشد هر روز یکی را ببندید، کدام را انتخاب میکنید؟ مقایسهی زیر کمک میکند شخصیت هر کدام را بهتر بشناسید.
| ویژگی | PAM01729 کالیفرنیا برونزو | PAM01730 پلاتینیومتک |
|---|---|---|
| جنس قاب | برنز برسخورده، پشت قاب تیتانیوم | پلاتینیومتک پولیشخورده، پشت قاب از همان آلیاژ |
| صفحه | مشکی دانهدار کالیفرنیا، رومی و عربی | مشکی برس دایرهای، ساختار ساندویچی |
| نوشته روی صفحه | تقریباً هیچ، جز Swiss | Radiomir Panerai همرنگ در ساعت ۱۲ |
| موتور | P.3000، ساده و محکم | P.3001/10، اسکلتون با پرلاژ |
| نمایشگر ذخیرهی انرژی | ندارد | دارد، پشت موتور |
| بند و سگک | چرم رولشدهی قهوهای تیره، سگک برنز | چرم تمساح قهوهای تیره، سگک طلای سفید |
| حس کلی | گرم، ابزاری و ماجراجو | براق، رسمی و سنگین |
برنز این ساعت با هر خط و هر روز آفتابی تغییر میکند و دقیقاً به همین دلیل نباید نگرانش باشید. با پیراهن کتان، کاپشن چرمی یا لباس سفر بهترین جلوه را دارد. صفحهی کالیفرنیا هم آنقدر خاص است که بدون هیچ نوشتهای، از دور شناخته میشود.
این ساعت آرامتر است، اما وزن و درخشش پلاتین حضورش را حسشدنی میکند. با کت تیره و پیراهن سفید، یا در یک مهمانی رسمی، انتخاب بهتری است. موتور اسکلتونش هم چیزی است که دوست دارید وقتی ساعت را از مچ باز میکنید، چند دقیقه تماشایش کنید.
در واقع زیبایی این ست در همین تضاد است: یکی گرم و زنده، دیگری سرد و براق. دو چهرهی یک داستان.
پنرای برای هر ساعت بند متفاوتی انتخاب کرده که با شخصیتش هماهنگ است.
یک نکته کمی عجیب است. مزیت اصلی پلاتینیومتک مقاومت بیشتر در برابر خط و خش است. از طرف دیگر، سگک یکی از قطعاتی است که بیشتر از همه خط میافتد؛ هر بار که دستتان را روی میز میگذارید، سگک اولین چیزی است که به سطح میخورد. پس منطقیتر بود که سگک هم از همان آلیاژ قاب ساخته شود. پنرای دلیل انتخاب طلای سفید را توضیح نداده است. شاید پای هماهنگی رنگ یا وزن در میان باشد، اما به هر حال جای سؤال دارد.
دو فلز این ست نیازهای کاملاً متفاوتی دارند. اگر یک ساعت برنزی یا پلاتینی دارید، یا قصد خریدش را دارید، این نکتهها به کارتان میآید:
بیایید بدون هیجان و صادقانه حساب کنیم. ۱۶۵ هزار دلار عدد بزرگی است، حتی در دنیای ساعتهای لوکس. این قیمت بسیار بالاتر از نسخههای قبلی تجربههای پنرای است. اما باید دید دقیقاً چه چیزی در این بسته است.
برای اینکه ببینید این عدد در مقایسه با رکوردهای دنیای ساعت کجا مینشیند، مقالهی گرانترین ساعتهای دنیا را ببینید. اگر هم منطق سرمایهگذاری روی ساعت برایتان مهم است، نگاهی به راهنمای ارزش سرمایهگذاری ساعتهای رولکس بیندازید تا تفاوت رفتار برندها در بازار را بهتر بشناسید.
جمعبندی ارزش: ویاجو نل تمپو یک خرید اقتصادی نیست. یک خرید احساسی و کلکسیونی است. اگر عاشق تاریخ پنرای هستید و دوست دارید بخشی از آن را نه فقط روی مچ، که در خاطرهتان هم داشته باشید، این ست معنایی دارد که با عدد قابل اندازهگیری نیست.
ویاجو نل تمپو برای همه نیست و قرار هم نیست باشد. اما برای چند گروه، تقریباً بیرقیب است:
در مقابل، اگر یک ساعت سبک برای هر روز، یک ساعت غواصی مدرن برای شنا یا یک گزینهی سرمایهگذاری کمریسک میخواهید، این ست انتخاب شما نیست. برای ساعت غواصی همهکاره، نگاهی به ساعتهای رولکس سابمارینر بیندازید.
پنرای همیشه طرفداران مشهوری هم داشته که ساعتهای بزرگ و پرحضور را دوست دارند. اگر میخواهید ببینید یکی از معروفترین آنها چه ساعتهایی میبندد، سری به مقالهی ساعتهای راک دواین جانسون بزنید.
اگر صفحهی کالیفرنیا و قابهای وینتیج رادیومیر برایتان جذاب است، بررسی پنرای رادیومیر کالیفرنیا PAM01349 با صفحهی سبز و مقالهی پنرای رادیومیر اوتو جورنی با هشت روز ذخیرهی انرژی را هم بخوانید.
ست تجربهی رادیومیر ویاجو نل تمپو فقط دو ساعت در یک جعبه نیست. یک نامهی عاشقانه از پنرای به تاریخ خودش است.
PAM01729 با قاب برنزی که با شما پیر میشود و صفحهی کالیفرنیایی که از دل تاریکی آب آمده. PAM01730 با پلاتینیومتک سنگین و براق، صفحهی ساندویچی دستساز و موتور اسکلتونی که پشت شیشه نفس میکشد. و در کنار این دو، سفری از فلورانس تا پایگاه غواصان پورتو ونره که فقط ۳۰ نفر شانس تجربهاش را دارند.
شاید هیچوقت صاحب این ست نشوید. اما داستانش یادآوری میکند که چرا پنرای بعد از این همه سال، هنوز یکی از پرطرفدارترین نامها میان علاقهمندان ساعتهای بزرگ و پرحضور است. اگر حالوهوای ساعتهای پنرای به دلتان نشسته، به صفحهی ساعتهای پنرای در نوراشاپ سر بزنید و مدلهای موجود را ببینید. گزینههای بیشتر را هم در ساعتهای موتور سوئیس، ساعتهای مردانه و کل دستهی ساعت مچی نوراشاپ پیدا کنید.